شاید به دلیل چندوجهی بودن مفهوم بهرهوری باشد که رویکردهای متعدّدی برای ارتقای آن در سطح سازمانی ارائه شده است.
عدّهای از منظر فنّی-مهندسی به این پدیده نگریسته و کوشیدهاند تا راهکارهایی فنّی و کاملاً تخصّصی برای محاسبه و بهبود بهرهوری بیابند؛ بعضی با رویکرد مدیریتی-اقتصادی به دنبال راهکارهای عمومیتر و البته سازمانیتر برای این چالش هستند و گروهی دیگر نیز از نظرگاه فرهنگی-اجتماعی به تحلیل و نهادینهسازی بهرهوری به عنوان ارزش در جامعه و خانواده و سازمان پرداختهاند. تنوّع این دیدگاهها تا حدّی است که تاکنون مدلی یکپارچه و جامع که توانسته باشد تمامی آنها را پوشش دهد، معرّفی نشده است و البته نوشتار حاضر نیز به دنبال چنین هدفی نیست؛ بلکه تنها میکوشد تا تعدادی از دیدگاههای ناظر بر دستهبندی راهکارهای ارتقای بهرهوری در بیمارستان و بخش سلامت را معرّفی کند.
یکی از روشهای دستهبندی راهکارهای ارتقای بهرهوری در بخش سلامت، توجّه به سطح اجرای پیشنهادهاست. بر این اساس میتوان دست کم چهار سطح از راهکارهای ارتقای بهرهوری در بیمارستان را شناسایی کرد:
- الف) سطح کلان: راهکارهای مربوط به وزارتخانه و سازمانهای مرجع در سطح ملّی مانند اصلاح تعرفهها، واگذاری اختیارات به دانشگاهها، اصلاح نسبت فرانشیز بیمار و...؛
- ب) سطح میانه: پروژههای ناظر بر فعّالیت دانشگاه علوم پزشکی و دیگر نهادهای استانی از قبیل اصلاح الگوی توزیع تختهای بیمارستانی، اصلاح ساختار بودجه بیمارستانها، ارزیابی اقتصادی عملکرد بیمارستانها و...؛
- ج) سطح خرد: اقدامات قابل اجرا در سطح بیمارستان همچون حضور تمام وقت پزشکان، برونسپاری خدمات بیمارستانی، کاهش بروکراسی، اجرای مدیریت مشارکتی، حذف انبار کالاهای مصرفی و...؛
- د) سطح ریز: فعّالیتهایی که در سطح واحدهای سازمانی و بخشهای عملیاتی بیمارستان قابل پیگیری هستند مانند کنترل عفونتهای بیمارستانی، توسعۀ دانش و مهارت تخصّصی و... .
دیدگاه دیگر به موضوع مؤلّفههای دوگانۀ مفهوم کارایی یعنی دادهها (ورودیهای سازمان) و ستادهها (خروجیهای سازمان) توجّه دارد تا بتواند پیشنهادهای قابل ارائه در این زمینه را به سه دستۀ زیر تقسیمبندی کند:
- الف) راهکارهای ناظر بر کاهش ورودیها (هزینهها) مانند محدودکردن یا حذف خدمات غیرسودآور، برونسپاری خدماتی که خرید آنها کمهزینهتر از تولیدشان باشد، ادغام واحدهای سازمانی مشابه برای کاهش هزینههای موازی، تعدیل نیروی انسانی بر اساس کارسنجی و...؛
- ب) راهکارهای ناظر بر افزایش خروجیها (درآمدها) از قبیل توزیع بهینۀ زمانی و مکانی ظرفیتهای فنّی و انسانی موجود، فعّالسازی ظرفیت کسب درآمد از فعّالیتهای غیرتخصّصی، ایجاد سازوکاری برای تشخیص و رفع اشتباهات کارکنان در ثبت خدمات ارائه شده به بیماران در صورتحساب و...؛
- ج) راهکارهای عمومی و فراگیر همچون ایجاد سازوکار تسهیم منافع ناشی از صرفهجویی در هزینهها یا افزایش درآمدها، استقرار نظام پیشنهادهای انگیزاننده برای دریافت پیشنهادهای مؤثّر در ارتقای بهرهوری، بهرهبرداری از ایدههای به-کاررفته در سایر بیمارستانها یا سازمانهای مشابه و رقیب و... .
طرفداران سومین دیدمان، توجّه خود را به منطق تحلیل داده در پروژۀ ارتقای بهرهوری معطوف داشتهاند و بر آن اساس دو دستۀ کلّی از راهکارهای بهبود بهرهوری را بدین ترتیب تفکیک کردهاند:
- الف) تولید و تحلیل اطّلاعات برای کشف گلوگاهها و اتلافها مانند سادهسازی فرایندهای اداری، شناسایی و رفع تأخیرها در زنجیرۀ تأمین، انتقال برخی وظایف از پرستاران حرفهای به سایر کارکنان، ارائۀ طرحهای تشویقی دربارۀ مدلهای پرداخت جایگزین، ایجاد انعطاف در ساختارها برای اطمینان از ارائۀ بهرهورانه خدمات در هر زمان و شرایط و...؛
- ب) ایجاد یا بهینهسازی سیستمهای اطّلاعاتی شامل استقرار سیستمهای مکانیزۀ مدیریت اطّلاعات، استقرار سامانههای تشخیص تصویر و صوت، پیادهسازی سیستم مکانیزۀ محاسبات دارویی برای رفع لزوم محاسبات و کنترلهای انسانی، حذف هشدارهای اشتباه از طریق یکپارچهسازی نرمافزارها و سختافزارهای هشداردهی و... .
در پایان این نوشتار لازم است یادآوری شود که اینها فقط نمونههایی از رویکردهای تجربهشده در زمینۀ ارتقای بهرهوری در بخش سلامت و به ویژه بیمارستان هستند و چه بسا که در هر تجربۀ جدید از این دست نیز بتوان الگویی تازه برای دستهبندی راهکارهای بهبود بهرهوری مراکز درمانی ارائه داد.
*تالیف: هدایت کارگر شورکی
